صلو علیه و آله..
با عرض تبریک عید بزرگ مبعث؛
غزل-مثنوی زیر تقدیم میشود به آستان بلند حضرت ختمی مرتبت که درود خداوند بر او و خاندانش باد..
تا چه قبول افتد و چه در نظر آید..
بیراه نیست این که جهان مبتلای توست
در جای جای حافظه اش ماجرای توست
داوود اگر به رقص درآورده کوه را
بی شک به پشتوانۀ گرمای نای توست
دریای نیل باشد اگر در تمام راه
ما را چه غم؟ که راهگشامان عصای توست
مهرت نشست بر دل آبی آسمان؛
خورشید شد که آتشی از میترای توست
خوشبخت نیست هیچ کسی در همه جهان
جز آن که با ولایت آل عبای توست
این عطر سرخ جاری در سجده گاه از
باغ گل محمدی کربلای توست؛
یک باغ گل که بی سر و بی دست و پرپرند
اما به یک شمیم دل از هوش میبرند
یک بوستان که محض تولای باغبان
در لحظه با اشارۀ او جامه میدرند
بسیار گفته اند از این خاندان و باز
از هر چه گفته اند و شنیدیم برترند
هستیم اگرچه دور از آن کهکشان ولی
شکر خدا که شمس خراسان رضای توست
هرگز غریب نیست کسی در سرای او
هر کس که هست در حرمش آشنای توست
هرجا که قلب میرود و عقل میدود
در گفتن از صفات تو در ابتدای توست
یک چون منی چگونه دم از مدح تو زند؟!
مداح خلق و خوی تو وقتی خدای توست1
*
تنها نه این غزل که به من وحی میشود
فکر سرودن از تو هم از کارهای توست..
1. "انّک لعلی خلقٍ عظیم" سوره قلم آیه 4