🔺«اَبَدیَّت» یعنی تا کجا و چقدر زمان؟

🔹آیا #ابدیت با کم بودن زمان محدود می‌شود؟ و یا با بیشتر شدن زمانِ #زیستن، گسترش می‌یابد؟ آیا اگر زمان را تا بی‌نهایت کش بدهم به مفهوم ابدیت نزدیک شده‌ام؟

🔸#زمان مقوله‌ایست تعریف شده برای ماده که تحرک و #دگرگونی دارد و اساساً تکاملش مبتنی بر همین #حرکت و تغییر است. مثل تنِ من که از #چهل و اندی سال پیش تا کجا و کی که زنده باشم هر لحظه به حالتی و رنگی بوده‌است و خواهد بود.

🔹#تن است که از #خاک برمی‌آید و در کشیدگیِ خط زمان به فرتوتیِ ارذل العمر که رسید بر باد می‌شود. ابدیت اما برای «من» است نه «تن». «من» که می‌تواند در پیرانه‌سرِ تن، #عشق جوانی به سرش بیفتد میانه‌ای با خط زمان و نابودی ندارد.

🔺و فکر می‌کنم اشتباه همین‌جاست! همین‌جا که من بخواهم «ابدیت» را با «تن» و با «زمان» بسنجم و تعریف کنم.

🔸اصولاً ابدیت ارتباطی با زمان، که می‌گذرد و قبل و بعد را بر اساس آن تعریف می‌کنیم، ندارد.
ابدیت متنافر است با «خط زمان» و هر اندازه که با #خط_زمان غریبه است با «اکنون» هم‌خانواده است.

- گیر افتادی آقای محترم! مگر «اکنون» بخشی از همین به‌قول شما خط زمان نیست؟

🔹نه آن اکنونِ #انتزاعی که در خط زمانِ ذهنیِ ما به #گذشته تبدیل می‌شود، بل اکنونی که همیشه #هست و نامیراست. #اکنون نمی‌گذرد. اکنون همیشه اکنون است. اکنون تنها لحظهٔ قابل زیستن است و هرگز نه به گذشته تبدیل می‌شود و نه به #آینده. در همین اکنون و لحظهٔ حال است که «بودن» معنادار می‌شود و مفهوم «وجود» قابل درک می‌شود. من «هستم» و «هستِ» من در اکنون معنی دارد نه در گذشته و نه در آینده.

🔺کشف #راز_ابدیت در نامیراییِ اکنون است. ابدیت در اکنون معنا می‌شود و در دل اکنون است که ابدیت جریان دارد. اکنون باید نام دیگر ابدیت باشد؛ اکنونِ بی‌زمان.